احیاناً

(اِ نَ نْ) [ ع. ] (ق.)
۱- اتفاقاً، گاهگاهی.
۲- هیچ، هرگز.

    اخ

    (اَ خْ یا اَ خّ) [ ع. ] (اِ.) برادر. ج. اخوان.

      اخ

      (اُ) (صت.)
      ۱- صوتی است که هنگام درد و سوزش بر زبان رانند.
      ۲- صوتی است برای نمودن خوشی و لذت.

        اخ اخ

        (اَ. اَ) (صت.)
        ۱- صوتی است که برای نفرت و ناخشنودی بر زبان رانند.
        ۲- کلمه‌ای است برای ستودن و اظهار خشنودی به هنگام لذت، به به.
        ۳- کلمه افسوس، دریغا، وای، آه.

          اخ کردن

          (اِ. ک دَ) (مص م.) (عا.) از روی ناگزیری و اکراه پولی را به کسی دادن.

            اخاذ

            (اَ خّ) [ ع. ] (ص.) رشوه گیر، باج گیر.

              پیمایش به بالا