ستان
(~.) (ری. اِفا.) در ترکیب به معنی «ستاننده» آید: دلستان، جانستان.
(سُ یا سَ وَ) (اِ.)
۱- صفه بلندی که سقف آن را به ستون هاافراشته باشند.
۲- بالا – خانهای که پیش آن مانند ایوان گشاده باشد.
(~.) (اِمر.)
۱- محل ستایش.
۲- بخشی از قصیده و غزل که شاعر در آن از نسیب و تشبیب به ستایش ممدوح گریز زند، شریطه، مخلص. (?(ستایشگر (~. گَ) (ص فا.) ستایش کننده، ستاینده، کسی که دیگری را بستاید.