ادات

( اَ) [ ع. ] (اِ.) افزار، ابزار، آلت، وسیله.

    اداره

    (اِ رِ) [ ع. اداره ]
    ۱- (مص م.) نظام دادن، گرداندن کار.
    ۲- (اِ.) بخشی از هر وزارتخانه که مسئولیت انجام دادن بخشی از کارهای دولتی را به عهده دارد.

      اداری

      ( اِ) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
      ۱- منسوب به اداره، وابسته به اداره.
      ۲- آن که در اداره کار کند.

        ادام

        ( اِ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- خورش، نان خورش، قاتق، اِبا.
        ۲- پیشوای قوم.
        ۳- موافق و سازگار.

          ادانی

          ( اَ) [ ع. ] (ص. اِ.) جِ ادنی.
          ۱- نزدیکان، نزدیک ترها.
          ۲- عوام، از طبقات پَست.

            ادب

            (اَ دَ) [ ع. ] (اِ.)
            ۱- فرهنگ، دانش.
            ۲- هنر.
            ۳- معاشرت، روش پسندیده.
            ۴- شرم، حرمت.

              ادب ساز

              (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)ادب سازنده، تربیت کننده.

                پیمایش به بالا