اخوین

(اَ خَ وَ) [ ع. ] (اِ.) تثنیه اَخ، دو برادر.

    اخیار

    (اَ) [ ع. ] (ص.) جِ خیر؛ نیکان، برگزیدگان.

      اخیر

      ( اَ) [ ع. ] (ص.) پسین، بازپسین، آخری.

        اخیراً

        (اَ رَ نْ) [ ع. ] (ق.) در آخر، به تازگی، جدیداً.

          اخیه

          (اَ یَّ) [ ع. ] (اِ.) آخیه، میخ آخور، ریسمان یا قلاب‌هایی که در طویله کنار آخور نصب می‌کنند و چهارپایان را به آن‌ها می‌بندند. ج. اواخی یا اخایا.

            ادا

            ( اَ) [ ع. اداء ]
            ۱- (مص م.) به جا آوردن، پرداختن دینی که بر شخص فرض و لازم است.
            ۲- (اِ.) ناز، کرشمه.
            ۳- رمز، اشاره.
            ۴- (عا.) حرکات مسخره و بیهوده.
            ۵- تقلید.

              ادا

              اصول (~. اُ) (اِمر.) ناز و کرشمه، نمودن کراهت و جز آن.

                پیمایش به بالا