سرنشین

(سَ. نِ) (ص فا.)
۱- مسافر.
۲- آن که سوار درشکه، اتومبیل، هواپیما و غیره شود.

    سرنگ

    (سُ رَ) [ فر. ] (اِ.) تلمبه کوچک شیشه – ای یا پلاستیکی برای تزریق دارو به داخل بدن.

      سرنیزه

      (سَ. نِ یا نَ زِ یا زَ) (اِمر.) آلتی فولادین و نوک تیز که آن را بالای نیزه یا تفنگ نصب کنند.

        سره

        (سَ رَ یا رِ)۱ – (ص.) نیکو، خوب.
        ۲- خالص، بی عیب.
        ۳- برگزیده.
        ۴- (اِ.) زر تمام عیار.

          سره

          (سُ رَّ) [ ع. سره ] (اِ.) ناف.

            Scroll to Top