سره مرد

(سَ رَ یا رِ. مَ)(ص مر.)
۱- جوانمرد، نیکخواه.
۲- کارساز.
۳- برگزیده، دانا.

    سرهنگ

    (سَ. هَ) (اِمر.)
    ۱- فرمانده، فرمانده قشون.
    ۲- افسری که درجه او بالاتر از سرگرد است.

      سرو

      (سَ رْ) [ په. ] (اِ.) درختی است مخروطی شکل که در نواحی کوهستانی شمالی ایران می‌روید. سرو آزاد، سرو سهی، سرو ناز و زادسرو هم گفته‌اند.

        سرو

        (سُ) [ په. ] (اِ.)
        ۱- شاخ جانوران، شاخک حشرات.
        ۲- پیاله شراب.

          سرو چمان

          (سَ وِ چَ)(ص مر.) سرو خرامان، سرو خوش رفتار، کنایه از: معشوق خوش قد و بالا.

            Scroll to Top