سنت

(سُ نَّ) [ ع. سنه ] (اِ.)
۱- راه، روش، سیرت.
۲- آن چه که پیامبر و صحابه به آن عمل کرده باشند.

    سنتز

    (سَ تِ) [ فر. ] (اِمص.)
    ۱- ترکیب عنصرها یا جسم‌های ساده با یکدیگر.
    ۲- آن چه از تقابل مؤثر آنتی تز بر تز حاصل می‌شود، هم نهاد، هم نهاده (شیمی).

      سنتو

      (س نْ تُ) [ انگ. ] (اِ.) سازمان پیمان مرکزی. اعضای این پیمان – ایران، انگلستان، پاکستان و ترکیه – بوده‌اند که در ۲۱ اوت ۱۹۵۹ جانشین پیمان بغداد شد. امریکا بر این پیمان نظارت داشت، در مانورهای آن شرکت می‌کرد و به اعضای آن کمک نظامی می‌داد. این پیمان در سال ۱۹۷۹ به پایان رسید.

        سنتور

        (سَ) (اِ.) از سازهای ایرانی به شکل ذوزنقه که دارای سیم‌های بسیاری است و به وسیله دو مضراب چوبی نواخته می‌شود.

          سنتی

          (سُ نَّ) [ ع – فا. ] (ص.)
          ۱- ویژگی آن چه که ریشه در آداب و رسوم قدیم دارد یا از قدیم رایج بوده‌است.
          ۲- سنت گرا، پیرو سنت.

            سنج

            (س یا سَ) (اِ.) یکی از آلات موسیقی و آن دو صفحه مدور فلزی است که با دست به هم کوفته می‌شود.

              سنجاب

              (سَ) (اِ.) پستانداری است از راسته جوندگان کمی کوچک تر از گربه با دُمی دراز و پر مو.

                Scroll to Top