ارادتمند
(اِ دَ مَ) [ ع – فا. ] (ص مر.) آن که ارادت میورزد، مخلص.
( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ اَرض.
۱- زمینها.
۲- زمینهای دایر و مزروع. ؛ ~ موات زمین -هایی که دایر نباشد و مالکی نداشته باشد. ؛~ ِ عُشر زمینهایی که موقع گرفتن مالیات مساحت آن منظور نمیشود. ؛ ~ بایر زمینهایی که در آنها کشت و زرع و آبادی نباشد. مق. دایر.
(اَ) (اِ.)
۱- درختچهای است از تیره اراکیها که فقط شامل یک گونهاست. برگهایش متقابل و کمی گوشتالو است، گلهایش سفیدرنگ و کوچک و به شکل خوشه که در انتهای شاخهها قرار میگیرند، میباشد. میوه اش هسته و زردرنگ است و آن را کباث نامند و در صورتی که نارس باشد سبزرنگ است که خمط یا جهاض نامیده میشود و خواص دارویی دارد.
۲- مرکز استان مرکزی.