اذی

(اَ ذا) [ ع. ]
۱- (اِ.) آزار، رنج.
۲- خس و خاشاک.
۳- (اِمص.) رنجش.
۴- رنجه کردن، رنجیدن.
۵- پلیدی.

    اذی

    (اَ یّ) [ ع. ] (ص.)
    ۱- مرد بسیار رنجیده، مرد بسیار متأذی شونده.
    ۲- مرد بسیار رنجاننده، بسیار آزار رساننده.

      اذیال

      ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ذیل ؛
      ۱- دامن‌ها.
      ۲- آخر چیزها.
      ۳- دُم‌ها.

        اذیت

        (اَ یَّ) [ ع. اذیه ]
        ۱- (اِمص.) آزار، رنج، زحمت.
        ۲- (مص ل.) آزرده شدن، رنج کشیدن.
        ۳- (مص م.) رنجانیدن، اذا و اذی نیز گویند.

          ار

          ( اَ ) (ق.)
          ۱- هرگاه، اگر.
          ۲- یا.

            ارابه

            (اَ رّ بِ) (اِ.) گاری با دو چرخ که از چوب می‌ساختند و برای حمل بار از آن استفاده می‌کردند.

              اراجیف

              ( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ ارجاف ؛ سخنان یاوه و دروغ.

                اراحه

                (اِ حَ یا حِ) [ ع. اراحه ]
                ۱- (مص ل.) آسودن، برآسودن.
                ۲- (مص م.) راحت رسانیدن، آسایش دادن.
                ۳- حق به حق دار دادن، رو کردن حق کسی را.

                  ارادت

                  (اِ دَ) [ ع. ]
                  ۱- (مص م.) خواستن.
                  ۲- (اِ.) خواست، میل، قصد.
                  ۳- در فارسی علاقه مندی، سرسپردگی مرید به مرشد.
                  ۵- دوستی از روی اخلاص و بی ریایی.

                    پیمایش به بالا