اربعه

(اَ بَ عَ) [ ع. اربعه ] (اِ.)
۱- اربع، چهار.
۲- چهار مرد.
۳- چهارگانه.

    اربعین

    (اَ بَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- چهل، چهلم.
    ۲- چله، چهل روزی که صوفیان در گوشه‌ای نشسته به ریاضت و عبادت پردازند.
    ۳- چهلمین روز درگذشت شخص.
    ۴- چهل روز بعد از روز عاشورا، بیستم ماه صفر.

      اربیان

      (اَ یا اُ) [ ع. ] (اِ.)
      ۱- میگو.
      ۲- بابونه سگ.

        ارتاق

        (اُ) [ تر. ] (اِ.) = اورتاق. اورتاغ. ارتق. ارتاغ:
        ۱- تاجر، بازرگان.
        ۲- [ مغ. ] شریک، انباز، مصاحب.

          ارتباط

          (اِ تِ) [ ع. ]
          ۱- (مص م.) ربط دادن، پیوند چیزی به چیزی.
          ۲- (اِمص.) بستگی، پیوستگی، رابطه. ج. ارتباطات.

            ارتباطات

            (~.) [ ع. ] (اِ.) جِ ارتباط.
            ۱- اطلاعات و پیام‌های مبادله شده.
            ۲- مجموعه عمل‌ها و وسیله‌هایی که ارتباط را برقرار می‌کنند.
            ۳- طریقه یا نظام برقراری ارتباط.

              ارتباطی

              (~.) [ ع. ] (ص نسب.)
              ۱- منسوب به ارتباط، آن چه که بستگی به ارتباط داشته باشد.
              ۲- ویژگی آن چه که با آن ارتباط برقرار می‌شود.

                ارتجاج

                (اِ تِ) [ ع. ]
                ۱- (مص ل.) جنبیدن، لرزیدن.
                ۲- موج زدن دریا.
                ۳- (اِمص.) لرز، لرزه.
                ۴- تشویش، اضطراب.

                  پیمایش به بالا