ارتجاع

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) بازگشتن.
۲- (اِمص.) بازگشت.
۳- (مص م.) باز – گردانیدن.
۴- (ص.) نیروهای کهنه گرا و مخالف پیشرفت و تمدن.

    ارتجاعی

    (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.)۱ – منسوب به ا رتجاع، حالت ارتجاعی.
    ۲- آن که به بازگشت به اصول پیشین معتقد است، آن که با جهش و پیشرفت مخالف باشد.

      ارتجالاً

      (اِ تِ لَ نْ) [ ع. ] (ق.) به ارتجال، به بدیهه، بی درنگ.

        ارتسام

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)۱ – رسم و فرمان به جای آوردن.
        ۲- نقش گرفتن، صورت پذیر شدن.

          ارتش

          (اَ تِ) (اِ.) نیروهای نظامی یک کشور.

            پیمایش به بالا