ارتفاعات

(~.) [ ع. ] (اِ.) جِ ارتفاع.
۱- بلندی‌ها، ا وج‌ها. آن چه از سطح زمین برتر و بلندتر است، تپه‌ها، کوه‌ها.
۲- محصول و دانه‌ها و غله‌های برداشت شده از زمین.

    ارتفاق

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بر آرنج تکیه دادن، تکیه دادن بر نازبالش.
    ۲- رفاقت کردن، همراهی کردن.
    ۳- (مص م.) دوست طلبیدن.
    ۴- حقی است برای شخص به تبعیت از ملک خود در ملک شخص دیگر برای استفاده بردن کامل از ملک خویش، مانند: حق مجری، حق پنجره، حق ناودان و غیره.

      ارتقاب

      ( اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.)
      ۱- چشم داشتن، چشمداشت.
      ۲- دیدبانی کردن.
      ۳- بالا آمدن.

        ارتکاب

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص م.)
        ۱- انجام دادن.
        ۲- اقدام به کاری نامشروع کردن.
        ۳- کاری برخلاف قانون انجام دادن.

          ارتکاز

          (اِ تِ) [ ع. ] (مص ل.) ثابت شدن. ؛~ بر قوس: کمان را بر زمین فرو برده ایستادن. ؛~عرق: برجستن رگ، پریدن رگ.

            ارتماسی

            (~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.) منسوب به ارتماس ؛ غسلِ ~فرو رفتن در آب کر یا جاری به قصد غسل، نوعی از غسل که در آن تمام تن و سر را به نیت غسل یکباره در آب فرو برند. مق غسل ترتیبی.

              پیمایش به بالا