ارتشتار

(اَ تِ) [ په. ] (ص. اِ.) نظامی، سپاهی، رزمنده. ج. ارتشتاران.

    ارتشی

    (اَ تِ) (ص نسب.)
    ۱- منسوب و مربوط به ارتش.
    ۲- آن که در ارتش کار می‌کند.
    ۳- به رنگ لباس‌های نظامی، خاکی.

      ارتعاش

      (اِ تِ) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) جنبیدن، لرزیدن.
      ۲- (مص م.) لرزاندن.
      ۳- (اِمص.) لرزه.

        ارتفاع

        (اِ تِ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) برخاستن، بلند شدن.
        ۲- (اِ.) جمع آوری محصول.
        ۳- بلندی، اوج. فاصله بین رأس تا ضلع روبرو.
        ۴- حاصل زراعت.
        ۵- بلندی سطح زمین نسبت به سطح دریا.
        ۶- فاصله ستاره از افق.

          پیمایش به بالا