ارز

( اَ ) [ په. ] (اِ.)
۱- بها، قیمت، ارزش.
۲- پول خارجی، پول بیگانه. ؛ ~ تهاتری ارزی که در قراردادهای پایاپا مبنای محاسبه قرار می‌گیرد. ؛ ~ یوزانس ارزی که پس از دریافت کالا حواله می‌شود. ؛ ~ دولتی ارزی که دولت از طریق بانک‌های مجاز و به نرخ دولتی می‌فروشد. ؛ ~ دانشجویی ارزی که دولت به دانشجویان خارج از کشور برای ادامه تحصیل می‌دهد. ؛ ~ شناور ارزی که بهای آن ثابت نیست و براساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود. ؛ ~ رقابتی ارزی که از سوی دولت در رقابت با بازار آزاد عرضه می‌شود. ؛ ~ صادراتی ارزی که از طریق فروش کالای صادراتی تأمین می‌شود.

    ارزاق

    (اَ) [ ع. ] (اِ.) جِ رزق ؛ روزی‌ها، خواروبار.

      ارزان

      ( اَ )(ص.)
      ۱- کم بها.
      ۲- سزاوار، شایسته.
      ۳- پست، بی مایه.

        ارزانی

        (~.)۱ – (ص نسب.) ارزنده.
        ۲- درخور، لایق.
        ۳- پیشکش.
        ۴- (حامص.) کم بهایی، کم – قیمتی.

          ارزن

          (اَ زَ) [ په. ] (اِ.) گیاهی از تیره گندمیان دارای ساقه‌های کوتاه و دانه‌های ریز، دانه‌های آن را بیشتر به طیور می‌دهند. غالباً بعد از برداشت حاصل جو و گندم کاشته می‌شود.

            ارزنده

            (اَ زَ دِ) (ص فا.)
            ۱- باارزش.
            ۲- شایسته، سزاوار.

              ارزیاب

              ( اَ ) (ص فا.) ارز یابنده، کسی که ارزش هر چیزی را معین کند.

                پیمایش به بالا