شیاف

[ ع. ] (اِ.)
۱- داروی چشم.
۲- داروی جامد و مخروطی شکلی که از طریق مقعد استعمال شود.

    شیانی

    (اِ.) نوعی مسکوک زر و سیم که در قدیم در خراسان رایج بود.

      شیب

      (شَ یا ش) [ ع. ]
      ۱- (مص ل.) سفید شدن موی.
      ۲- (اِمص.) پیری.

        شیب

        (اِ.)۱ – آمیختگی، امتزاج.
        ۲- تکان، لرزش.
        ۳- سرگشته، آشفته.

          شیبا

          (شَ یا ش)
          ۱- (ص.) آشفته.
          ۲- شیفته، دیوانه.
          ۳- (اِ.) افعی.

            شیبان

            (ص فا.)
            ۱- پریشان.
            ۲- درهم، آشفته.
            ۳- لرزان.

              Scroll to Top