ارگ

( اُ ) [ فر. ] (اِ.)
۱- ارغنون.
۲- نوعی ساز شبیه به پیانو اما کوچکتر از آن.

    ارگ

    ( اَ ) [ په. ] (اِ.)قلعه کوچک میان قلعه بزرگ.

      ارگاسم

      (اُ) [ انگ. ] (اِ.) شور شهوانی، طغیان پیش از اوج لذت جنسی در زن‌ها.

        ارگان

        ( اُ ) [ فر. ] (اِ.)۱ – کارمند.
        ۲- عضو، اندام.
        ۳- نشریه‌ای که بیان کننده اندیشه‌ها و دیدگاه‌های یک سازمان یا حزب خاص باشد، ترجمان. (فره).

          ارگانیسم

          (اُ) [ فر. ] (اِ.) اندام، مجموع اجزاء تشکیل دهنده موجود زنده.

            ارگانیک

            (اُ) [ فر. ] (ص.)
            ۱- اندامی، عضوی، مربوط به اندام.
            ۲- آلی (شیمی).

              ارگبد

              (اَ بَ) (اِ.) رییس ارگ، دژبان (یکی از شغل‌ها و منصب‌های بزرگ در روزگار هخامنشیان و ساسانیان).

                ارم

                (اِ رَ) [ ع. ] (اِ.) نام باغی که شداد پسر عاد به تقلید از صفات بهشت درست کرده و دعوی خدایی نمود، اما هنگام داخل شدن در آن جان باخت.

                  ارمال

                  (اَ) [ ع. ] (اِ.) چوبی است شبیه به قرفه و دارچین، بسیار خوشبو که در هند و یمن نیز روید.

                    پیمایش به بالا