ارمد

(اَ مَ) [ ع. ] (ص.)
۱- خاکستر رنگ، خاکستری.
۲- کسی که به درد چشم دچاراست.

    ارمزد

    (اُ مُ) (اِ.)۱ – اهورامزدا.
    ۲- سیاره مشتری.
    ۳- اولین روز از هر ماه خورشیدی.

      ارمک

      (اُ مَ) (اِ.) نام چند گونه درختچه از تیره ریش بزها است.

        ارمک

        (اُ مَ) [ تر. ] (اِ.)
        ۱- پارچه پشمینه، صوف.
        ۲- کلاه پشمین.
        ۳- پارچه‌ای پنبه‌ای به رنگ خاکستری.

          ارمگان

          (اِ مَ)
          ۱- (ص.) تربیت کننده.
          ۲- (اِ.) سعادت.

            ارمل

            (اَ مَ) [ ع. ارمله ] (ص.)
            ۱- مجرد، مرد بی زن.
            ۲- تهی دست.

              ارمنده

              (اَ مَ دِ) (ص.) = ارمند: آرام گیرنده، آرمنده.

                ارنب

                (اَ نَ) [ ع. ] (اِ.)
                ۱- خرگوش.
                ۲- یکی از صورت‌های فلکی جنوبی.

                  پیمایش به بالا