ضراط
(ضُ) [ ع. ] (مص ل.) تیز دادن، گوزیدن.
(ضَ) [ ع. ]
۱- (مص م.) زدن، کوبیدن.
۲- (اِمص.) یکی از چهار عمل اصلی حساب.
۳- سکه زدن.
۴- طنبک یا دنبک.
۵- مَثَل آوردن، داستان زدن.
(ضَ بُ لْ. ا َ جَ) [ ع. ]
۱- (مص ل.) وقت تعیین کردن.
۲- (اِ.) در فارسی پا یان مهلت و مدت معین.