طلا گرفتن
(~. گِ تَ) [ ع – فا. ] (مص م.) زراندود کردن.
(طَ قَ) [ ع. طلاقه ]
۱- (مص ل.)گشاده – رو شدن.
۲- فصیح شدن.
۳- (اِمص.) گشاده – رویی.
۴- گشاده زبانی، فصاحت.
(طَ) [ ع – فا. ] (اِمص.)
۱- پوشاندن سطح چیزی با لایه نازکی از طلا.
۲- تزیین نسخههای خطی با آب طلا، نقره، شنگرف و لاجورد.
(~.) [ ع – فا. ] (اِمص.) کوبیدن فلزهای براق به ویژه طلا و نقره به صورت نقشهای زینتی یا نوشته بر سطح دلخواه، زرکوبی.