عام

(مّ) [ ع. ]
۱- (اِفا.) همه را فراگیرنده، شامل.
۲- (اِ.) همه، همگان، همگانی.

    عامر

    (مِ) [ ع. ]
    ۱- (اِفا.) آباد کننده.
    ۲- اقامت کننده در جای آباد.
    ۳- (ص.) معمور، آبادان.

      عامره

      (مِ رَ یا رِ) [ ع. عامره ]
      ۱- (اِفا.) مؤنث عامر.
      ۲- (ص.) معمور، آباد.
      ۳- پر، انباشته.

        عامل

        (مِ) [ ع. ]
        ۱- (اِفا.) عمل کننده.
        ۲- کارگزار، کسی که امور مالی یا ملکی کس دیگر را اداره کند.
        ۳- والی، حاکم.
        ۴- در قدیم بزرگترین مأمور وصول مالیات.
        ۵- (اِ.) هر عنصر ریاضی مانند عدد، حرف و عبارت که جزیی از یک حاصل ضرب باشد.
        ۶- نماینده شرکت، سازمان یا ارگان دیگر برای فروش کالای آن‌ها.

          Scroll to Top