اسم عرب (عَ رَ) [ ع. ] (اِ.) تازی، از نژاد عرب. ؛به ~ُ عجمی بند نبودن کنایه از: هیچ پشت و پناهی نداشتن. ؛ از بیخ ~ بودن کنایه از: الف – مطلقاً انکار کردن. ب – هیچ ندانستن.
حاصل مصدر عربده جویی (~.) [ ع – فا. ] (حامص.) ۱- داد و فریاد و جار و جنجال راه انداختن. ۲- بدخویی، بدمستی.