علقم
(عَ قَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- حنظل.
۲- هر چیز تلخ.
(عُ لْ قَ) [ ع. علقه ] (اِ.)
۱- عشق، دلبستگی.
۲- گرانمایه از هر چیزی.۳ – آن مقدار از علوفه که غذای یک روزه شتر باشد.
(عَ لَ قِ. مِ غَ) [ ع. ]
۱- (اِ.) خون بسته شده.
۲- (ص.) در فارسی ؛ شخص پست و حقیری که خودنمایی میکند.
(عَ لَ) [ ع. ] (اِ.)
۱- نشانه، نشان.
۲- پرچم، رایت.
۳- بزرگ و مهتر قوم.
۴- نامی، مشهور.
۵- نقش ونگار جامه.
۶- صلیب مانندی از فلز با تزئینات خاص که ماه محرم هنگام عزاداری پیشاپیش دسته حرکت میدهند.