علم کردن

(~. کَ دَ) [ ع – فا. ] (مص م.)
۱- برپا کردن، برافراشتن.
۲- آماده کردن، تهیه کردن.
۳- از سر و ته لباس زدن.

    علماء

    (عُ لَ) [ ع. ] (اِ. ص.) جِ علیم ؛ دانایان، دانشمندان.

      علن

      (عَ لَ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) آشکار کردن، پیدا کردن.
      ۲- (مص ل.) آشکار گردیدن.

        علن

        (عَ لِ) [ ع. ] (ص.) آشکار، هویدا.

          علناً

          (عَ لَ نَنú) [ ع. ] (ق.) به طور آشکارا، هویدا.

            علنی

            (عَ لَ) [ ع – فا. ]
            ۱- (ص نسب.) آشکارا، هویدا.
            ۲- (ق.) به طور آشکارا.

              عله

              (ع لُِ) [ ع. عله ] (اِ.) نک علت. ؛حروف ~الف، واو، یا ء.

                Scroll to Top