علو

(عِ یا عَ یا عُ) [ ع. ] (اِ.)
۱- بلندترین و بهترین چیز.
۲- جای بلند، بالا.

    علو

    (عُ لُ وّ) [ ع. ]
    ۱- (مص ل.) بالا رفتن.
    ۲- بلند قدر شدن، مرتبه یافتن.
    ۳- (اِمص.) بزرگی، بلندی قدر.

      علوفه

      (عُ فِ) [ ع. علوفه ] (اِ.) خوراک چهار – پایان.

        علوم

        (عُ) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- جِ علم.
        ۲- مجموعه علم‌های تجربی.

          علوی

          (عَ لَ) [ ع. ] (ص نسب.) منسوب به امام علی (ع)، کسانی که از اولاد امام علی (ع) باشند.

            علی

            (عُ لا) [ ع. ] (اِ.) شرف، رفعت، بزرگواری.

              علی

              (عَ یّ) [ ع. ] (ص.) شریف، بزرگوار.

                علی البدل

                (عَ لَ لْ بَ دَ) [ ازع. ] (ص مر.) کسی که در کمیته یا هیأتی جانشین دیگری گردد، جانشین.

                  علی الحساب

                  (عَ لَ لْ. حِ) [ ازع. ] (ق مر.) به صورت بخشی از پرداخت یا دریافت بدهی، مزد و مانند.

                    Scroll to Top