عمر

(عُ مْ) [ ع. ] (اِ.) زندگانی، مدت زندگانی. ؛ ~ نوح کنایه از: عمر طولانی.

    عمران

    (عُ مْ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) آباد کردن.
    ۲- (اِمص.) آبادانی، آبادی.

      عمره

      (عُ مْ رِ) [ ع. عمره ] (اِ.) از اقسام حج که اعمال آن کمتر از حج تمتع می‌باشد.

        عمری

        (عُ) [ ع. ] (اِ.) آن چه که شخصی برای دیگری قرار می‌دهد در مدت طول عمر خود یا طول عمر طرف، نوعی حق انتفاع است به موجب عقدی از طرف مالک برای تمام مدت عمر یکی از طرفین معامله یا شخص ثابت.

          عمل

          (عَ مَ) [ ع. ] (اِ.)
          ۱- رفتار، کردار. ج. اعمال.
          ۲- شغل دیوانی، بخصوص در امور مالی.
          ۳- در موسیقی به معنی، بدیهه نوازی، ترکیب آهنگ.

            عمل دار

            (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.) والی، حاکم، تحصیل دار مالیات.

              عملاً

              (عَ مَ لَ نْ) [ ع. ] (ق.) در عمل. مق اسماً.

                Scroll to Top