ازواج

( اَ ) [ ع. ] (اِ.) جِ زوج ؛ زوج‌ها، جفت‌ها.

    ازیرا

    ( اَ ) [ په. ] حرف ربط مرکب، زیرا، از آن جهت.

      ازیراک

      ( اَ ) [ په. ] حرف ربط مرکب، زیرا که، از این جهت که.

        ازیز

        (اَ) [ ع. ]
        ۱- (مص ل.) به جوش آمدن.
        ۲- (اِ.) غلغل، صدای جوشیدن دیگ.
        ۳- بانگ رعد.

          اژدر

          (اَ دَ) (اِ.)
          ۱- ابزاری جنگی که با آن کشتی را غرق کنند.
          ۲- اژدها.

            اژدرافکن

            (~. اَ کَ) (ص فا. اِمر.) کشتی بخاری کوچک و دراز و بسیار سریع که اژدر به سوی کشتی‌های دشمن می‌افکند.

              اژدها

              (اَ دَ) [ اَوِس. ] (اِمر.)=اژدرها. اژدر: ماری است افسانه‌ای با جثه‌ای بزرگ که بال‌ها و چنگ‌های قوی دارد و از دهانش آتش بیرون می‌جهد.

                پیمایش به بالا