عیال

(عِ یا عَ) [ ع. ] (اِ.) زن و فرزندان، اهل خانه.

    عیان

    (ع) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) به چشم دیدن.
    ۲- (اِمص.) دیدار.
    ۳- (اِ.) یقین در دیدار و مشاهده.
    ۴- (ق.) ظاهر، آشکار.

      عیب

      (عَ یا ع) [ ع. ] (اِ.) نقص، نقیصه. ج. عیوب.

        عیب جو

        (ی) (~.) [ ع – فا. ] (ص فا.)
        ۱- کسی که تفحص بدی‌ها و معایب دیگران کند، تا آن‌ها را آشکار سازد.
        ۲- بدگوی مردمان.

          Scroll to Top