غبار برآمدن
(~. بَ مَ دَ) [ ع – فا. ] (مص ل.) کنایه از: کساد شدن، از رونق افتادن.
(~.) [ ع – فا. ] (ص نسب.)
۱- منسوب به غبار. گردآلود، غبار آلوده.
۲- مجازاً: اندوه، رنج.
۳- خطی خفی در غایت نازکی و باریکی که به چشم عادی به زحمت دیده شود.
(غِ یا غَ طِ) [ ع. غبطه ]
۱- (مص ل.) رشک بردن بر سعادت و نیکی کسی بدون بدخواهی نسبت به آن شخص.
۲- شادمانی، خوشحالی.