غسلین

(غِ) [ ع. ] (اِ.)
۱- آن چه شسته شود از جامه و مانند آن.
۲- آن چه از جراحت‌ها پس از شستن بیرون آید.
۳- آبی که بدان جراحت یا چیز دیگر را شسته باشند.
۴- آن چه از پوست و گوشت دوزخیان روان گردد.

    غسول

    (غَ) [ ع. ] (اِ.)
    ۱- آبی که بدان خود را شویند؛ ج. غسولات.
    ۲- خطمی.
    ۳- اشنان.

      غسیل

      (غَ) [ ع. ] (ص.)
      ۱- شسته.
      ۲- غسل داده شده.

        غش

        (غَ) (اِمص.) گرفته شده از عربی به معنای بی هوشی، مدهوشی. ؛~ُ ریسه رفتن به خود پیچیدن بر اثر خنده شدید و طولانی.

          غش

          (غِ شّ) [ ع. ]
          ۱- (مص ل.) خیانت کردن.
          ۲- فریب دادن.
          ۳- کدورت.
          ۴- (مص م.) آمیختن هر چیز کم بها در هر چیز گرانبها و ناخالص کردن آن.

            غشاء

            (~.) [ ع. ] (اِ.) پرده پوششی حول و درون برخی اندام‌های درونی و قسمت سطحی سیتوپلاسم سلول‌های حیوانی و پرده سلولزی حول سلول‌های گیاهی.

              Scroll to Top