اسم مصدر غمض (غَ ضْ) [ ع. ] ۱- (مص م.) آسان گرفتن بر کسی. ۲- چشم پوشی کردن. ۳- (اِمص.) آسان گیری. ۴- چشم پوشی.
اسم مرکب غمنامه (~. مِ) [ ع – فا. ] (اِمر.) نوشتهای که در آن رنجها یا غمها شرح داده شدهاست، تراژدی.
اسم مصدر غموض (غُ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) هامون شدن زمین. ۲- دور معنی و باریک شدن سخن. ۳- (اِمص.) پوشیدگی علم و هنر، مشکل هر فن.