فتراک

(فِ) (اِ.) ترک بند، تسمه و دوالی که از عقب زین اسب می‌آویزند و با آن چیزی را به ترک می‌بندند.

    فترت

    (فَ رَ) [ ع. فتره ]
    ۱- (اِمص.) سستی، ضعف.
    ۲- زمان بین دو نوبت تب.
    ۳- مدت زمان بین ظهور دو پیامبر یا بر تخت نشستن دو پادشاه.

      فتق

      (فَ تْ) [ ع. ]
      ۱- (مص م.) شکافتن.
      ۲- گشودن، حل کردن.
      ۳- (اِمص.) گشادگی.
      ۴- (اِ.) هر جای گشاده و فراخ.
      ۵- غری، بیماری ورم بیضه.

        Scroll to Top