(~.) (اِ.) نام لحنی از سی لحن باربد.
(فَ رُّ) [ فا – ع. ] (ص مر.) خوشبخت، نیک بخت.
(~. لِ) [ فا – ع. ] (ص مر.) خوش – صورت، زیباروی.
(فَ) [ سغ. ] ۱- (اِ.) بتکده، بتخانه. ۲- شهری در تبت که بتخانههای آن معروف بوده.
(~.) (ص مر.) ۱- مانند بتخانه. ۲- مانند بتکده زیبا و آراسته.
(فَ) (اِ.) نک پرخاش.
(فَ) (ص.) موی فروهشته که چین و شکن نداشته باشد.
(فُ رُ) (ص فا.) فروشنده.
(فَ رَ خْ) (ص.) ۱- زشت، نازیبا. ۲- نامتناسب، ناشایسته. ۳- ناپاک، پلید. ۴- سست، ضعیف.
(~.) (ص مف.) = فرخزاده: مبارک – زاده.