فروشک

(فَ یا فُ شَ) (اِ.) غله‌ای که در آسیا اندازند تا خرد شود و بشکند و از آن طعام کرده بخورند، بلغور.

    فروع

    (فُ) [ ع. ] (اِ.) جِ فرع ؛
    ۱- شاخه‌ها.
    ۲- ریشه‌هایی که از یک بیخ برآمده باشد.
    ۳- اموری که پیرو یک اصل باشند.
    ۴- علم فقه.

      فروق

      (فَ) [ ع. ] (ص.) مرد ترسنده، ترسان.

        فروقه

        (فُ قَ یا ق) (ص.) به غایت ترسنده و جبان.

          Scroll to Top