فسیل

(فُ) [ فر. ] (اِ.) سنگواره، بقایای موجودات زنده دوران گذشته که در طبقات مختلف زمین به جا مانده‌است.

    فسیله

    (~.) [ ع. فسیله ] (اِ.) نهال خرما. ج. فسیل، فسائل.

      فش

      (فَ) (اِ.)
      ۱- کاکل اسب.
      ۲- یال.

        فش

        (~.) = وش: پسوندی که در آخر واژه می‌آید و معنای شباهت را می‌رساند.

          فشار

          (فَ یا فِ) (اِ.)
          ۱- زور، سنگینی.
          ۲- اذیت، ایذا.
          ۳- رنج، درد.

            Scroll to Top