فضل فروش

(فَ ضْ لْ. فُ) [ ع – فا. ] (ص فا.) کسی که سعی می‌کند دانش خود را به رخ دیگران بکشد.

    فضله

    (فَ ضْ لِ) [ ع. فضله ] (اِ.)
    ۱- باقی مانده و بقیه چیزی.
    ۲- در فارسی به معنی مدفوع، سرگین.

      فضه

      (فِ ضِّ) [ ع. فضه ] (اِ.) نقره، سیم.

        فضول

        (~.) [ ع. ] (اِ.)
        ۱- باقی مانده مال بیش از حد نیاز.
        ۲- آن چه که به طور طبیعی از بدن دفع می‌شود.
        ۳- (اِمص.) یاوه گویی.
        ۴- در فارسی به معنی کسی که در کار دیگران دخالت می‌کند.

          Scroll to Top