قرقی

(قِ) [ تر. ] (اِ.) باز، پرنده شکاری.

    قرلی

    (قِ رِ) [ ع. ] (اِ.) پرنده‌ای است کوچک و ماهی خوار از راسته سبکبالان که در حواشی رودخانه‌ها و مرداب‌ها می‌زید. پنجه‌هایش مانند پنجه مرغابی جهت شنا در آب به وسیله پرده‌ای به هم مربوط است. در حدود ۹۰ گونه از این پرنده شناخته شده که همه متعلق به نواحی گرم اروپا و آسیا و آفریقا هستند، ابوالرقص.

      قرمز

      (قِ مِ) [ سنس. ] (ص.) سرخ، یکی از رنگ‌های سه گانه اصلی.

        قرمزی

        (قِ مِ) (اِ.)
        ۱- (ص نسب.) منسوب به قرمز.
        ۲- دیبای نازک سرخ رنگ.

          قرمطه

          (قَ مَ طَ یا طِ) [ ع. قرمطه ] (مص ل.)
          ۱- تنگ و باریک نوشتن.
          ۲- نزدیک نهادن گام.

            قرمطی

            (قَ مَ) [ ع. ] (ص نسب.)
            ۱- یک تن از قرمطیان، پیرو فرقه قرامطه.
            ۲- مخالف مذهب و دین.

              پیمایش به بالا