استقبال

(اِ تِ) [ ع. ]
۱- (مص م.) به پیشواز کسی رفتن.
۲- (اِمص.) پیشواز، پذیره.
۳- (ص.) آینده.
۴- روبروی هم قرار گرفتن دو ستاره.
۵- اینکه شاعری شعر در وزن و قافیه شعر شاعرِ دیگری بگوید.

    استقراء

    (اِ تِ) [ ع. ]
    ۱- (مص م.) جستجو کردن، تحقیق کردن.
    ۲- (اِمص.) در منطق ؛ پی بُردن به کل از جزء.

      استقصات

      (اُ تُ قُ صّ) [ معر. ] (اِ.) جِ اُستُقُص یا اسطقس. این کلمه در اصل یونانی است و به معنی ماده و اصل هر چیزی. (عناصر چهارگانه).

        استقضاء

        (اِ تِ) [ ع. ] (مص م) قضاوت خواستن، تقاضای حق خود را کردن.

          پیمایش به بالا