کاناپه

(پِ) [ فر. ] (اِ.) نیمکت بزرگ پشت دار. ؛ ~ ی تختخواب شو نوعی کاناپه که باز می‌شود و به صورت تختخواب درمی آید.

    کاناز

    (اِ.) = کناز: بن خوشه خرما، آن جا که به نخل چسبیده.

      کانال

      [ فر. ] (اِ)۱ – ترعه، مجرای وسیع بین دو دریا که برای عبور کشتی ساخته می‌شود.
      ۲- راه آب.

        کانتینر

        (نِ) [ انگ. ] (اِ.)
        ۱- جعبه فلزی بزرگی با ابعاد استاندارد که کالا در آن قرار داده می‌شود و آن را وسیله قطار یا کشتی یا هواپیما یا کامیون حمل می‌کنند، بار گُنج. (فره).
        ۲- مجازاً: تریلی، کامیون.

          کاندیدا

          [ فر. ] (اِ.) نامزد، داوطلب برای نمایندگی مردم.

            کانگورو

            (گُ رُ) [ فر. ] (اِ.) پستانداری است از دسته بی جفتان و از راسته کیسه داران علفخوار. کانگورو از پستانداران مخصوص استرالیا است. این حیوان دارای دست‌های کوتاه است که هیچ وقت برای حرکت وی به کار نمی‌رود و فقط جهت گرفتن علف‌ها و شاخ و برگ‌های درختان مورد استفاده قرار می‌گیرد. کانگورو بر روی دو پای خود می‌نشیند و از دم خویش جهت حفظ تعادل در نشستن و جستن نیز استفاده می‌کند. این حیوان در سطح شکمی دارای کیسه‌ای است و در ته کیسه آن غده‌های شیری موجود است. نوزاد کانگورو که در ابتدای تولد به اندازه لوبیایی است به وسیله مادر در ته کیسه قرار داده می‌شود و در همان جا به وسیله غده‌های مترشحه شیر تغذیه می‌گردد و رشد می‌کند و پس از آن که قدری بزرگتر شد از کیسه خارج می‌شود و با مادر چرا می‌کند و در موقع خطر داخل کیسه مادر می‌گردد.

              کانون

              [ ع. ] (اِ.)
              ۱- آتشدان، منقل.
              ۲- نام دو ماه از ماه‌های رومی.
              ۳- انجمن، باشگاه.
              ۴- در فارسی مرکز.

                کانی

                (ص نسب.) منسوب به «کان»،
                ۱- معدنی.
                ۲- موادی را گویند که در طبیعت از معدن استخراج می‌شوند و به صورت ترکیبات مختلف هستند و معمولاً عنصر و ماده مفید آنها را پس از تصفیه از ترکیب معدنی خارج می‌کنند؛ ترکیبی که در طبیعت وجود دارد و به همان صورت از معدن استخراج شود.
                ۳- سنگ‌های فلزی معدنی که در معدن با ناخالصی‌های دیگر مخلوط هستند و باید جهت استخراج فلز تصفیه شوند؛ کلوخه، سنگ معدنی.

                  کاه

                  [ په. ] (اِ.) علف خشک. ؛ از ~ کوه ساختن کنایه از: چیزی را بیش از حد بزرگ یا مهم جلوه دادن.

                    Scroll to Top