کفچلیز

(~.)
۱- (اِ.) چمچه بزرگ سوراخ دار.
۲- سگ ماهی.
۳- بچه قورباغه ؛کفچلاز، کفچلیزه، کفجلاز، کفجلیز، مفچلیزک، کفلیز، کفلیزک نیز گویند.

    کفچه

    (کَ چَ) (اِ.) زلف پرپیچ و شکن، طره.

      کفچه

      (کَ چِ یا چَ) (اِ.) کبچه، کفگیر.

        کفچه مار

        (~.) (اِ.) یکی از اقسام ماران سمی خطرناک که دارای زهری کشنده‌است. وجه تسمیه این دسته ماران از آن جهت است که زواید مهره‌های گردنی خود را به اختیار می‌توانند پهن کنند و در این حال قسمت سر و گردن آن‌ها به صورت کفچه یا قاشق پهنی درمی آید. کفچه ماران دارای اقسام متعددند و همه آن‌ها خطرناکند.

          کفر

          (کُ) [ ع. ] (اِمص.) بی دینی، ناسپاسی. ؛~ کسی ~بالا آمدن کنایه از: برآشفتن، خشم کسی انگیخته شدن.

            کفر

            (کَ فَ) [ ع. ] (اِ.) قریه و آن در اسماء امکنه آید.

              کفره

              (کَ فَ رِ) [ ع. کفره ] جِ کافر.

                پیمایش به بالا