کلوته

(کُ تَ یا تِ) (اِ.) = گلوته:
۱- کلاهی گوشه دار که لای بین آستر و رویه آن را بر پنبه کنند و آن را کودکان و نیز صوفیان پوشند و گوش‌های آن را در زیر چانه بندند.
۲- روپاکی مانند دام که دخترگان بر سر گذارند؛ شبکه.

    کلوج

    (کُ) (اِ.)
    ۱- قرص نان روغنی بزرگ.
    ۲- نان ریزه شده.

      کلوچه

      (کُ چِ) (اِ.) نوعی نان شیرینی که با آرد گندم و روغن و شکر می‌سازند. کلیچه هم گفته می‌شود.

        کلوخ

        (کُ) (اِ.) گل خشک شده و به هم چسبیده.

          کلوخ انداز

          (~. اَ)
          ۱- (ص فا.) کسی که به سوی کسی کلوخ می‌اندازد.۲ – (اِ.) سوراخ‌هایی در زی – ر کنگره‌های دیوار قلعه که از آنجا سنگ و کلوخ به طرف دشمن می‌انداختند.
          ۳- عیش و عشرت و شرابخوری در اواخر ماه شعبان.

            کلوخه

            (کُ خَ یا خِ) (اِ.) هرچیز که به شکل و هیئت کلوخ باشد.

              کلوز

              (کُ) (اِ.) = کلوزه: غوزه پنبه که شکفته شده و پنبه‌ها از آن برآمده باشد؛ جوزغه.

                کلوس

                (کُ) (اِ.) اسبی که چشم و روی و پوزش سفید باشد و آن را شوم می‌دانستند.

                  پیمایش به بالا