کلون

(کُ) (اِ.) قفل چوبی که سابقاً پشت در حیاط کار می‌گذاشتند.

    کلوند

    (کَ وَ) (اِ.)
    ۱- دستبند و مرسله از گردو و انجیر و غیره.
    ۲- خیار و بادرنگ و انجیر، گردو و خرمای خشک به رشته کشیده.

      کلونده

      (کَ وَ دَ یا دِ) (اِ.) = کلوند: خیار بزرگ و باریک و دراز، شنگ.

        کلی

        (کُ) (اِ.) = کولی: نوعی ماهی کوچک استخوانی و پر گوشت که در مرداب انزلی و بحر خزر فراوان است و آن را در حوض‌ها نگهداری کنند، رضراضی.

          کلی

          (کُ لّ یّ) [ ع. ] (ص نسب.)
          ۱- منسوب به کل، هر چیز که عمومیت داشته باشد، عمومی.
          ۲- در فارسی: عمده، زیاد.

            کلیات

            (کُ لّ یّ) [ ع. ] جِ کلیه.

              کلیاس

              (کِ) (اِ.)
              ۱- جلو خانه، درگاه، کریاس.
              ۲- مستراحی که بر بام خانه سازند و کاریز آن بر زمین باشد.

                کلیاوه

                (کَ وَ یا وِ) (ص.) کالیوه:
                ۱- نادان، احمق.
                ۲- سرگشته، گیج.
                ۳- کسی که گوشش نشنود، کر.

                  کلیپس

                  (کِ) [ فر. ] (اِ.) وسیله‌ای به شکل میله خمیده فلزی یا پلاستیکی برای نگه داشتن ورقه‌های کاغذ، مقوا و مانند آن، گیره.

                    پیمایش به بالا