کمبود

(کَ) (مص مر.)
۱- کمی، کاستی.
۲- چیزی که در هنگام تراز کردن حساب کم آید.

    کمپ

    (کَ) [ انگ. ] (اِ.) اقامتگاهی ارزان قیمت که با استفاده از چادر یا کاروانک در آن اقامت می‌کنند، اردوگاه، اردو. (فره).

      کمپانی

      (کُ) [ فر. ] (اِ.)
      ۱- شرکتی که برای تجارت یا صن عت تشکیل شود.
      ۲- اشخاصی که با وجود شراکت در سرمایه نام آنان در عنوان بنگاه درج نمی‌شود. (فره).

        کمپرس

        (کُ پْ رِ) [ فر. ] (اِ.) تکه پارچه خیسی که روی قسمت زخم شده یا ملتهب بیمار می‌گذارند.

          کمپرسور

          (کُ رِ سُّ) [ فر. ] (اِ.)
          ۱- دستگاهی است در موتور اتومبیل که گاز بنزین را پس از فشردن برای احتراق آماده می‌کند.
          ۲- دستگاهی که گازها یا بخارها از جمله هوا را متراکم سازد.

            کمپرسی

            (کُ پِ رِ) [ فر – فا. ] (اِ.) نوعی اتومبیل بارکش که قسمت حمل بار آن به وسیله نوعی پیستون بلند می‌شود و بار را تخلیه می‌کند.

              کمپوت

              (کُ) [ فر. ] (اِ.) میوه‌ای که در شربت قند یا شکر پخته باشند.

                پیمایش به بالا