(~. کَ دَ) (مص ل.) دست از کاری کشیدن.
(~. گِ رِ تَ) (مص م.) در آغوش کشیدن.
(کِ رَ) (اِ.) مرزبان.
(کَ رَ یا رِ) [ په. ] (اِ.) ۱- جانب، پهلو. ۲- کرانه، لب، ساحل. ۳- در خارج از مسیر اصلی.
(~.) [ معر. ] (اِ.) نک قناره.
(~.) (حامص.) گوشه نشینی، از کار دست کشیدن.
(~. گِ رِ تَ) (مص ل.) عزلت گزیدن.
(~.) (ص فا.) عزلت گزیده.
(کَ) (اِ.) بن و بیخ خوشه خرما. کاناز هم گویند.
(کَ نّ) [ ع. ] (ص.) ۱- رفتگر، زباله – کش. ۲- کسی که چاه مستراح را پاک میکند.