کناغ

(کُ) (اِ.)
۱- کرم ابریشم.
۲- تار عنکبوت.
۳- کنار، پهلو.

    کنام

    (کُ) (اِ.)
    ۱- جایگاه و آشیانه حیوانات.
    ۲- چراگاه.

      کنایه

      (کِ یِ) [ ع. کنایه ] (مص ل.) گفتن سخنی که بر غیر موضوع اصلی خود دلالت کند مانند ناخن خشک به معنی خسیس و ممسک. ج. کنایات.

        کنب

        (کَ نَ) (اِ.) کنف، گیاهی که از آن ریسمان بافند.

          پیمایش به بالا