کوزر

(زَ) (اِ.)
۱- خوشه گندم و جو.
۲- غربیل، الک.

    کوزه

    (زَ یا زِ) (اِ.) ظرف دسته دار یا بی دسته سفالین. ؛در ~گذاشتن و آبش را خوردن بیهودگی چیزی را آشکارا دیدن.

      کوژ

      (کُ یا کِ) (اِ.) =کوز. کویج: زالزالک.

        کوژپشت

        (پُ) (ص مر.) = گوژپشت:
        ۱- کسی که پشتش خمیده شده باشد.
        ۲- بدشکل، بدترکیب.

          کوس

          (اِ.) گوشه جامه و گلیم و پلاس که از گوشه‌ای دیگر درازتر باشد.

            پیمایش به بالا