کیلوگرم
(گِ رَ) [ فر. ] (اِمر.) واحدی عمده برای وزن و آن معادل هزارگرم است.
[ معر. ] (اِ.)
۱- مواد غذایی موجود در معده که با ترشحات و عصیر معدی آغشته شده. کیموس کم و بیش حالت مایعی غلیظ را دارد؛ ج. (ع.) کیموسات.
۲- استحاله طعام است در معده – – بعد از هضم – – به جوهری دیگر که مادهای غلیظ مایل به رنگ زرد باشد.
(مُ نُ) (اِ.) لباس بلند سنتی ژاپنی با آستینهای گشاد و کمربند پارچهای که به عنوان لباس رو میپوشند.
[ یو. ]
۱- (اِ.) مادهای که به عقیده قدما میتوانست مس را تبدیل به طلا کند.
۲- مکر و حیله.
۳- (کن.) عشق، عاشقی.
۴- (ص.) هر چیز نادر و نایاب، دست نیافتنی.
۵- در تصوف نظر پیرو مرشد کامل.