گبر

(گَ بَ) (اِ.)
۱- نوعی سنگ که از آن دیگ و کاس ه و امثال آن درست می‌کنند.
۲- خیمه که به یک ستون برپای باشد.

    گبرگه

    (گَ بُ گَ یا گِ) (اِ.) = گبورگه: آلتی است مانند کمان و کشتی گیران با آن در گود زورآزمایی کنند.

      گبز

      (گَ) (ص.) هر چیز گنده و قوی.

        گبه

        (گَ بِّ) (اِ.) نوعی گلیم دست باف خاص ایران که نقشه اش از داستانی حکایت می‌کند.

          گبه

          (~.) (اِ.) شیشه حجام که بدان حجامت کنند، شاخ حجامت.

            گپ

            (گَ) (اِ.) سخن، حرف، گفتگوی دوستانه.

              گپ

              (~.) (ص.) گنده و ستبر، کلان.

                پیمایش به بالا