گترم

(گُ رُ) (اِ.) سخنی که از حد و اندازه گوینده متجاوز باشد.

    گتره ای

    (گُ رَ) (ق مر.) (عا.)
    ۱- به قیمت مقطوع، بی آن که وزن کنند و یا بشمرند.
    ۲- به تخمین، بدون حساب دقیق.
    ۳- بیهوده.

      گته

      (گَ تِ) (ص.)
      ۱- بزرگ، عظیم.
      ۲- درشت، کلان.

        گجستک

        (گُ جَ تَ) [ په. ] (ص.) خبیث، ملعون. گجسته هم گفته می‌شود.

          گچ

          (گَ) (اِ.)
          ۱- نوعی از خاک که پس از استخراج از معدن به کوره می‌برند و حرارت می‌دهند تا تبدیل به گچ شود.
          ۲- (کن.) کندذهن، ناتوان از فهم و شعور.

            گچ بری

            (~. بُ) (حامص.) نقش و نگار درست کردن با گچ در روی دیوار و سقف ساختمان.

              پیمایش به بالا