گردشگری

(~. گَ) (حامص.) سفر کردن به کشورها و جاهای مختلف برای دیدن و تماشا کردن و تفریح و… ، توریسم.

    گردک

    (گِ دَ)
    ۱- (اِمصغ.) مصغر گرد به معنی خیمه کوچک.
    ۲- (اِ.) حجله عروس.

      گردل

      (گِ دِ) (ص.) (عا.)
      ۱- خرد.
      ۲- آهسته. ؛ ~. ~ راه رفتن (کن.) خرامان و خوش طبع و مطبوع راه رفتن.

        گردماه

        (گِ) (اِمر.)
        ۱- قمر در شب‌های سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم که مدور باشد.
        ۲- ماه شب چهاردهم، بدر (خصوصاً).

          گردن

          (گَ دَ) (اِ.)
          ۱- بخشی از بدن جانداران که سر را به تنه وصل می‌کند.
          ۲- بخش باریکی که بدنه ظرفی را به دهانه آن متصل می‌کند. ؛ ~ از مو نازک تر کنایه از: اظهار عجز و غالباً در قبولِ حقیقت و حرف حق. ؛ ~ کسی را تبر نزدن کنایه از: گردن کلفتی در بی عاری و زورمندی آن کس.

            گردن افراز

            (گَ دَ. اَ) (ص فا.)
            ۱- متکبر، خودپسند.
            ۲- گردنکش، عاصی.
            ۳- نیرومند، قوی.

              پیمایش به بالا