گردشگری
(~. گَ) (حامص.) سفر کردن به کشورها و جاهای مختلف برای دیدن و تماشا کردن و تفریح و… ، توریسم.
(~. گَ) (حامص.) سفر کردن به کشورها و جاهای مختلف برای دیدن و تماشا کردن و تفریح و… ، توریسم.
(گِ) (اِمر.)
۱- قمر در شبهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم که مدور باشد.
۲- ماه شب چهاردهم، بدر (خصوصاً).
(گَ دَ) (اِ.)
۱- بخشی از بدن جانداران که سر را به تنه وصل میکند.
۲- بخش باریکی که بدنه ظرفی را به دهانه آن متصل میکند. ؛ ~ از مو نازک تر کنایه از: اظهار عجز و غالباً در قبولِ حقیقت و حرف حق. ؛ ~ کسی را تبر نزدن کنایه از: گردن کلفتی در بی عاری و زورمندی آن کس.