گردن کلفت

(~. کُ لُ) (ص.)
۱- نیرومند.
۲- دارای قدرت اجتماعی یا اقتصادی. مجازاً زورگو.

    گردنا

    (گَ دَ) (اِ.)
    ۱- سیخ کباب.
    ۲- گوشه عود و رباب و مانند آن که سیم‌ها را بر آن بندند و بگردانند تا ساز گوک شود.
    ۳- چوب چرخ چاه که گرد و طناب دلو را به آن پیچند و از آن گشایند ؛ ~ی چرخ (کن.) آسمان.

      گردنا

      (گِ)
      ۱- (حامص.) گردی.
      ۲- (اِمر.) کاسه زانو.
      ۳- پیرامون، گرداگرد.

        گردناج

        (گَ یا گِ) (اِمر.) = گردناگ. گردنای: کبابی که گوشت آن را در آب جوشانیده باشند و سپس به سیخ کشند و کباب کنند؛ گردانیده.

          گردنامه

          (گِ. مَ یا مِ) (اِمر.) طلسم، دعایی است که درباره کسی که دوستش دارند می‌نویسند تا از آن‌ها دور نشود.

            گردنگ

            (گَ دَ) (ص.)
            ۱- دیوث، ابله، احمق.
            ۲- بی اندام.

              پیمایش به بالا